|
kimsesiz
|
||
|
Kimsesizlik ölümden çetindir! |

دست یا پا؟

مهمان خارجی همایش الغدیر!

عجب هیکلی!

جلل خالق! دو نفر این همه شبیه به هم!

کی رو میزنه؟

قلیونی چیزی نمی خواین؟

به یاد دفاع مقدس!

خاتمی! آدم کشتی؟!

هه هه هه! تصویب که کردیم، با هم می خوریم!

آخ که چقدر دوست دارم!

این نایب رئیس هم آخرش جانشین ما شد!

آقای جاسبی! خسته نباشی!

برو تو دروازه!

خسته شدیم از بس رو این صندلیا نشستیم!

بچه ها زود باشین! الان نماینده ها می یان!

چه خوب! فردا من هم رئیس جمهورم!

بله!... اینم دوستای چشم بادومی!

قلب بوش تو شیکمش! (توضیح:در هنگام پخش سرود ملی برای احترام دست رو روی قلب می زارن)

من که نتونستم کشور رو بچاپم! برم خیاطی رو ادامه بدم!

آقای کروبی! واسه چی بچه مردمو می زنی؟

آخی! خیلی خسته ست!

مرکل: جرج جون بیا یه خرده ماساژ بده! این پرونده هسته ای ایران خستم کرده!

می گم چرا مردم پشت دوربین حرفای قشنگ قشنگ می زنن!

کشورو ول کن! بیا بریم با هم قدم بزنیم!

خب! ... ( به برداشت شما بستگی داره!)

بیا بازی کنیم!

لپت رو بکشم الهی! (توجه به کوشه بالا - راست)

اگر روحانی بودم...
بریم به جنگ بوش!
پان ترکها می فهمند که داره چی میگه!
|
|